ابن الأثير ( مترجم : خليلى / حالت )

187

الكامل في التاريخ ( تاريخ كامل ) ( فارسي )

شد وزراى مسعود و ارباب رأى در دولت او اجتماع نموده و گفتند : كم توجهى نسبت بامر خراسان از بزرگترين نيكبختيهاى سلجوقيان است و از اين رهگذر است كه بلاد را مالك خواهند شد و ملك بر آنها استوار گردد . ما ميدانيم و هر خردمندى هم ميداند . و هر گاه ما را بر اين حال ترك گويند ، سريعا بر خراسان چيره ميشوند ، سپس روى به غزنه ميگذارند و در آن هنگام . حركات ما سودى نخواهد داشت و نتوانيم كه از بطالت و سرگرم بودن به لهو و لعب و عيش و طرب طرفى از اين كار به بنديم . آنگاه بود كه مسعود از خواب بيدار شد ، و پس از غفلت رشد خود بديد ، و سپاهيان بسيار مجهز كرد و بزرگترين اميرانى كه نزدش بودند و « سباشى » ناميده ميشد و حاجب وى بود ، و پيش از آن هم او را رو به غزهاى عراقى گسيل داشته بود بر آن سپاه فرماندهى داد و با وى امير بزرگ ديگرى بنام مرداويج بن بشو همراه و گسيل داشت . سباشى مرد جبانى بود و در هرات و نيشابور رحل اقامت افكند ، سپس بناگهان بر مرو كه داود در آنجا مقيم بود بتاخت و به شتاب خود را در مدت سه روز بمرو رسانده لشكريان و چارپايانش خسته و وامانده شده بودند ، داود از پيش روى او منهزم گرديد سپاهيان دنبالش كردند . حكمران جوزجان بر وى حمله كرد داود با وى جنگيد و حكمران جوزجان كشته شد و سپاهش شكست خورد . كشته شدن او بر سباشى و تمام همراهان سخت گران آمد ، و دچار ذلت و زبونى شده و سلجوقيان نيرو يافته و طمع آنها افزون گرديد . داود به مرو برگشت و با اهالى آنجا بنا را بر نيكرفتارى گذشت و نخستين جمعه از ماه رجب سال چهار صد و بيست و هشت بنامش خطبه خوانده شد و در خطبه بلقب ملك الملوك ملقب گرديد . و سباشى در آن حال وقت گذرانى ميكرد و از منزلى بمنزلگاه ديگر ميرفت و سلجوقيان همچو روباه با وى حركت كرده او را زير نظر داشتند گفته شده كه سباشى اين كار را از روى جبن و تن‌آسانى ميكرد و گفته شده كه سلجوقيان با وى مكاتبه داشته و در جلب خاطر و استمالتش ميكوشيدند ، عرصه بر آنها گشاده داشت و در دنبال كردشان سستى بخرج داد و خدا داناتر از هر كس است .